افسوس با گنه و بی شرر گذشت
یادش که می کنم این دور زندگی
همچون مهاجر دایم سفر گذشت
می خواستم که نگه دارمش ولی
با بغض با عجله این سحر گذشت
تقصیر توست دلم شکوه کم بکن
انگار کر شده ای عشق درگذشت
دردا که آخر این راه ماتم است
صد حیف با خبر و بی خبر گذشت
دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت...
ما را در سایت دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66